خرید بک لینک

درباره سایت

گروه اينترنتي جرقه ايراني

با سلام خوشبختي مادر3جمله است: تجربه ازديروزاستفاده ازامروزاميدبه فردا... ولي ما با3جمله ديگرزندگي مان راتباه ميکنيم. حسرت ديروزاتلاف امروزترس ازفردا *** يافتن آب به عشق است نه به سعي اما پس از سعي *** ديگر آدرس ما *** http://www.jaragheirani.ir/ http://www.king-web.ir/ http://www.jaragheirani.tk/ http://www.jaragheirani.co.cc/ http://www.jaragheirani.sub.ir/ http://www.jaragheirani.co.nr/ *** لينك باكس http://www.pasargadsaeed2.iranblog.com/services/linkbox/Show.aspx http://www.parnevis.com/bx/pasargadsaeed http://www.jaraghe.co/Linkbox http://www.pasargadsaeed2.parsiblog.com/linkdump *** انجمن http://www.pasargadsaeed.mihanbb.com/ http://www.jaraghe.co/Forum/ *** UPLOAd http://www.pasargadsaeed.persiangig.com/ *** http://www.pasargadsaeed.blogfa.com/ http://www.pasargadsaeed.blogdoon.com/ http://www.pasargadsaeed.parnevis.com/ http://www.pasargadsaeed.blogpars.com/ http://www.pasargadsaeed.royablog.com/ http://www.pasargadsaeed.aftabblog.com/ http://www.pasargadsaeed.mahblog.com/ http://www.pasargadsaeed.tarlog.com/ http://www.pasargadsaeed2.iranblog.com/ http://www.pasargadsaeed.blogsky.com/ http://www.pasargadsaeed.javanblog.com/ http://www.pasargadsaeed.clooblog.com/ http://www.pasargadsaeed.blogveb.com/ http://www.pasargadsaeed.parsfa.com/ http://www.pasargadsaeed.farsblogs.com/ http://www.pasargadsaeed.zaminblog.com/ http://www.pasargadsaeed.yasblog.com/ http://www.pasargadsaeed.rozblog.com/ http://www.pasargadsaeed.shakheh.com/ http://www.pasargadsaeed.spidblog.com/ http://www.pasargadsaeed.blogtaz.com/ http://www.pasargadsaeed.lorblog.com/ http://www.pasargadsaeed.titrblog.com/ http://www.pasargadsaeed.loxblog.com/ http://www.pasargadsaeed.mahtarin.com/ http://www.pasargadsaeed.loxtarin.com/ http://www.pasargadsaeed.glxblog.com/ http://www.pasargadsaeed.sloblag.com/ http://www.pasargadsaeed.vastblog.com/ http://www.pasargadsaeed.ariafa.com/ http://www.pasargadsaeed2.parsiblog.com/ http://www.pasargadsaeed.asalblog.com/ http://www.pasargadsaeed.mahtabblog.com/ http://www.pasargadsaeed.wblug.com/ http://www.pasargadsaeed.sabablog.com/ http://www.pasargadsaeed.mihanblog.com/ http://www.pasargadsaeed.kavirblog.com/ http://www.pasargadsaeed.samenblog.com/ http://www.pasargadsaeed.zanblogger.com/ http://www.pasargadsaeed.fardablog.com/ https://www.pasargadsaeed.blogtarin.com/ http://www.pasargadsaeed.blogtez.com/ http://www.pasargadsaeed.blogfa1.com/ http://www.pasargadsaeed.arisfa.com/ http://www.pasargadsaeed.baranblog.com/ http://www.pasargadsaeed.limooblog.com/ http://www.pasargadsaeed.blogstu.com/ http://www.pasargadsaeed.blogdehi.com/ http://www.pasargadsaeed.afblogfa.com/ http://www.pasargadsaeed.bloglor.com/ http://www.pasargadsaeed.zblogr.com/ http://www.pasargadsaeed.zarinfa.com/ http://www.pasargadsaeed.parsbloger.com/ http://www.pasargadsaeed.niniweblog.com/ http://www.pasargadsaeed.rozfa.com/ http://www.pasargadsaeed.niloblog.com/ http://www.pasargadsaeed.pirozfa.com/ http://www.pasargadsaeed.blognema.com/ http://www.pasargadsaeed.fardblog.com/ http://www.pasargadsaeed.pouyablog.com/ http://www.pasargadsaeed.blagba.com/ http://www.pasargadsaeed.blogmehr.com/ http://www.pasargadsaeed.persianblogz.com/ http://www.pasargadsaeed.pmcblog.com/ http://www.pasargadsaeed.glxweb.com/ http://www.pasargadsaeed.parsxp.com/ *** http://www.pasargadsaeed.shoploger.com/ http://www.pasargadsaeed.hamvar.ir/ http://www.pasargadsaeed.iran.sc/shop.php *** http://www.pasargadsaeed.hamiblog.ir/ http://www.pasargadsaeed.atiblog.ir/ http://www.pasargadsaeed.arshblog.ir/ http://www.pasargadsaeed.najeblog.ir/ http://www.pasargadsaeed.lxb.ir/ http://www.pasargadsaeed.roomfa.ir/ http://www.pasargadsaeed.rzb.ir/ http://www.pasargadsaeed.r98.ir/ http://www.pasargadsaeed.zarrinblog.ir/ http://www.pasargadsaeed.aminblog.ir/ http://www.pasargadsaeed.sitfa.ir/ http://www.pasargadsaeed.mahanblog.ir/ http://www.pasargadsaeed.766.ir/ http://www.pasargadsaeed.c30.ir/ http://www.pasargadsaeed.yasgig.ir/ http://www.pasargadsaeed.avablog.ir/ http://www.pasargadsaeed.jee.ir/ http://www.pasargadsaeed.blogfo.ir/ http://www.pasargadsaeed.ibsblog.ir/ http://www.pasargadsaeed.webphoto.ir/ http://www.pasargadsaeed.farabit.ir/ http://www.pasargadsaeed.loxblog.ir/ http://www.pasargadsaeed.persianblog.ir/ http://www.pasargadsaeed.bloog.ir/ http://www.pasargadsaeed.pib.ir/ http://www.pasargadsaeed.aftablog.ir/ http://www.pasargadsaeed.persiablog.ir/ http://www.pasargadsaeed.tizweb.ir/ http://www.pasargadsaeed.nedablog.ir/ *** http://www.pasargadsaeed.c30.cc/ http://www.pasargadsaeed.iran.sc/ http://www.pasargadsaeed.masirblog.net/

امکانات وب

-->-->-->





Powered by WebGozar
-->-->-->-->-->-->

-->-->-->

مراقب آنچه که میگویید باشید

 

هنگامی که جوان بودم زندگی خانوادگی وحشتناکی داشتم. تنها به این دلیل به مدرسه میرفتم که بتوانم چند ساعتی از خانه دور باشم و خودم را میان بچههای دیگر گم کنم. عادت کرده بودم مثل یک سایه، بیسر و صدا به مدرسه بیایم و به همان شکل به خانه برگردم. هیچ کس توجهی به من نداشت و من نیز با کسی کاری نداشتم. ترجیح میدادم هیچ توجهی را به خود جلب نکنم زیرا باور داشتم همه از من بدشان میآید. گرچه در خلوت خود تمنای دیده شدن و توجه را داشتم.

زندگی سایهوار من به همین شکل میگذشت تا این که لنی  (Ley)به مدرسه ما آمد. لنی دبیر ادبیات انگلیسی در دبیرستان ما بود. ٤٢ ساله، با ریش کم پشتی که تمام صورتش را پوشانده بود و لبخند دلنشینی که همیشه بر لب داشت. ریز نقش و پر جنب و جوش بود و اصرار داشت او را با نام کوچک صدا کنیم. برای اولین بار در زندگیام کسی به من توجه کرد و با من مهربان بود. برای اولین بار در زندگیام کسی مرا میدید، لنی!

متاهل بود و یک فرزند داشت. عاشق همسرش بود و معلوم بود که توجهش به من رنگ دلباختگی ندارد. گاهی پس از پایان ساعت درس در مدرسه میماند و با هم حرف میزدیم. از این که به حرفهایم گوش میداد تعجب میکردم و لذت میبردم و زمانی که کیف چرمیاش را بر میداشت و میگفت: "خوب بهتر است بروم." هرگز لحنش به شکلی نبود که حس کنم از بودن با من خسته شده است. برخلاف دیگران، به نظر میرسید از بودن با من خوشش میآید. حتا یک بار مرا به خانهاش دعوت کرد. همسرش برایمان نان خانگی پخته بود و من با شگفتی دیدم که لنی برای فرزند کوچکش کتاب داستان میخواند. رویداد عجیبی که هرگز در خانواده  خودم ندیده بودم!

لنی توانست نظر مرا نسبت به خودم تغییر دهد. او به من گفت که میتوانم یک نویسنده شوم. گفت نوشتههایم پر از احساس هستند و او از خواندنشان لذت میبرد. ابتدا باور نکردم. خودم را موجود بیارزشی میدانستم که کاری از او ساخته نیست و ایمان داشتم لنی به خاطر تشویق من دروغ میگوید. اما او یک بار در میان کلاس و در برابر چشمان تمام همکلاسیهایم، به خاطر متن ادبی که نوشته بودم برایم دست زد و به همه گفت که من میتوانم یک نویسنده بزرگ شوم. زمانی که به اتاق آموزگاران میرفت دیدم که در راه با سایر دبیران در مورد من و متنی که نوشته بودم حرف میزند.

همان روز تصمیم گرفتم یک نویسنده شوم، چون لنی این طور میخواست. اما متاسفانه اغلب میان آنچه که میخواهید و آنچه که واقعا انجام میدهید سالها فاصله وجود دارد و من زمانی شروع به نوشتن کردم که بیست سال از آن روز میگذشت.

در همان سالی که لنی مرا تحسین کرد، به دلیل مشکلات شدید خانوادگی، کشیدن سیگار را در پانزده سالگی شروع کردم. سال بعد، هم مشروب میخوردم و هم مواد مخدر استعمال میکردم. هنوز هم لنی را دوست داشتم و با این که دیگر معلم من نبود او را گاه گاهی میدیدم تا این که خبردار شدم لنی مبتلا به سرطان شده است. از شدت غم داشتم دیوانه میشدم. به خودم، دنیا و به خدا بد و بیراه میگفتم. نمیدانستم چرا مردی به این خوبی باید در جوانی از دنیا برود (زمانی که جوان هستیم انتظار داریم دنیا به همان شکلی باشد که ما میخواهیم). به دیدنش رفتم. برخلاف آنچه که تصور میکردم با این که لاغر و رنگ پریده شده بود، آرام و خوشرو بود. همان لبخند همیشگی را بر لب داشت و مثل همیشه از دیدن من خوشحال شد. رفته بودم تا به او دلداری بدهم و به زندگی امیدوارش کنم اما گریه امانم را برید و نتوانستم هیچ حرفی بزنم. در عوض او بود که مرا دلداری میداد و میخواست به زندگی امیدوارم کند. از من خواست اعتیاد را ترک کنم و زندگی را دوست بدارم چون ارزش دوست داشته شدن را دارد.

از خانهاش که بیرون آمدم تصمیم داشتم مانند او زندگی کنم. دوست داشتم زمانی که هنگام مرگ من نیز فرا میرسد بتوانم مانند لنی به همین اندازه آرام، صبور و راضی باشم. اما نشد. نتوانستم در برابر مشکلات خانوادهام دوام بیاورم و تنها چند روز بعد از ملاقاتم با لنی از خانه فرار کردم و به لندن رفتم.

بیست سال گذشت. تمام روزهای این بیست سال را در اعتیاد و فساد غوطه خوردم. از تمام مردم و از خودم متنفر بودم. هیچ اعتقاد، هیچ باور و هیچ ایمانی را قبول نداشتم. در زندگی هیچ هدف، هیچ امید و هیچ آیندهای نمیدیدم و زندگی برایم تنها عبور کُند روزها بود. روزی به طور اتفاقی و برای این که از سرما فرار کنم وارد یک گالری نقاشی شدم. درون گالری یکی از همکلاسیهای قدیمیام را دیدم. قبل از این که بتوانم از دیدش فرار کنم، مرا دید و به طرفم آمد. هیچ اشتیاقی نداشتم که از شهری که در گذشته در آن زندگی میکردم برایم حرف بزند اما او آدم پرحرفی بود و از همه کس و همه چیز حرف زد. تقریبا به حرفهایش گوش نمیدادم تا این که نام لنی را در میان حرفهایش شنیدم. گفت، لنی تنها یک سال پس از فرار من، با زندگی وداع کرده است. گفت، یک بار همراه با سایر بچهها به دیدن لنی رفته بود. تنها یک هفته قبل از مرگش. لنی به آنها گفته بود که ایمان دارد من روزی نویسنده بزرگی خواهم شد. نویسندهای که همکلاسیهایم به آشنایی با او افتخار میکنند. برای اینکه نگاه تمسخرآمیز همکلاسی سابقم بیش از آن آزارم ندهد به سرعت از گالری بیرون آمدم و به آپارتمان کوچک، کثیف و حقیرم پناه بردم. ساعتها گریه کردم. برای اولین بار احساس کردم لیاقتم بیش از این زندگی نکبت باری است که برای خودم درست کردهام. برای اولین بار دعا کردم و از خدا خواستم کمکم کند تا بتوانم همان کسی شوم که لنی انتظار داشت.

قبل از این که بتوانم به رویای آموزگارم جامه عمل بپوشانم، دو سال طول کشید تا توانستم اعتیادم را ترک کنم و خودم را به طور کامل از منجلابی که در آن گرفتار شده بودم نجات دهم. در تمام این مدت، هر روز این جمله لنی را با خود تکرار میکردم: "روزی نویسنده بزرگی خواهم شد".

زمانی که برنده جایزه بزرگ ادبی انگلستان شدم، در مصاحبه  مطبوعاتیام گفتم: هرگز از قدرت کلمات غافل نشوید. گاه یک جمله ساده میتواند زندگی فردی را به طور کامل دگرگون کند، میتواند به او زندگی ببخشد و یا زندگی را از او دریغ کند. خواهش میکنم مراقب آنچه که میگویید باشید.

 

داستان زندگی کاترین رایان (Catherine Ryan) نویسنده داستانهای کوتاه و برنده جایزه بزرگ ادبی انگلستان

برچسب: مراقب آنچه که میگویید باشید, نویسنده: سعيد كريمي تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت: 21:18

ویژگیهای یک مرد خوب

 

فهمیدن این كه چه مردی، مرد زندگی است كمی زمان میبرد. پس با نشانههای یك مرد خوب آشنا شوید و ببینید كه طرف مقابلتان این ویژگیها را دارد یا نه. این نکته را هم بگوییم که شناخت همه این ویژگیها در مرحله آشنایی ممکن نیست اما میتوانید تعدادی از آنها را در طرف مقابل تشخیص دهید و هرچه بیشتر این ویژگیها را داشت، به او اطمینان بیشتری کنید.

 

نشانه اول؛ احترام

احترام موضوعی است كه در صدر جدول خوشبختی قرار دارد و خودش را به هزار و یك جلوه نشان میدهد و البته احترام یك موضوع ٢ جانبه است؛ موضوعی كه هم شما باید برای رعایتكردنش تلاش كنید و هم همسرتان باید در رفتارهایش آن را نشان دهد. اگر میخواهید بدانید احترام در رابطه میان شما و نامزدتان جایی دارد، میتوانید از نشانههای زیر كمك بگیرید.

١) اهل سازش است و به خاطر منافع مشتركتان كوتاه میآید. او گذشتهای شما را میبیند و برای كم كردن فشار روی شما و ارتباطتان، گاهی از خواستههایش میگذرد. به احساسات و نگرانیهای شما گوش میكند و بدون نصیحت كردن یا رنجیدن، برای درك كردنشان تلاش میكند.

٢) میداند كه یك آدم بیعیب و نقص نیستید اما شما را همانطور كه هستید دوست دارد و با دیگران مقایسهتان نمیكند. برای نظرهای شما ارزش قائل است؛ قبل از هر تصمیم اساسیای، نظر شما را میپرسد و با تكروی سعی نمیكند حرف خودش را به كرسی بنشاند.

٣) وقتی موفقیتی به دست میآورید با تمام وجود برایتان خوشحال میشود و سعی میكند زمینه را برای موفقیتهای آیندهتان فراهم كند.

٤) احترام فقط در لحن خوب و رفتار پرمحبت خودش را نشان نمیدهد. پس اول ببینید كه نامزدتان نشانههای بالا را در رفتارهایش نشان میدهد یا خیر و بعد وجود آنها را در رفتارهای خودتان بررسی كنید.

 

نشانه دوم: اولویتهای مشترك

همه ما ایدهآلهایی در ذهنمان داریم كه از بچگی، وقتی صحبت ازدواج در آینده میآید، در ذهنمان چرخ میزنند. از ویژگیهای ظاهری مثل قد و وزن گرفته تا شرایط مالی، تحصیلات و خصلتهای رفتاری. اولویتگذاری آدمها برای این ویژگیها یكسان نیست. یكی به شأن اجتماعی اهمیت بیشتری میدهد و یكی به خلقوخو؛ یكی خانواده برایش مهم است و یكی هم پول.

١) برای انتخاب همسر، به الگوهای دیگران نگاه نكنید و سعی كنید كه این موضوعات مهم را از نظر خودتان دستهبندی كنید.

٢) مهم نیست كه از نظر بقیه فردی كه انتخاب كردهاید چقدر شگفتانگیز یا ایدهآل است، مهم این است كه این فرد چقدر به معیارهای خود شما نزدیك باشد و البته این كه از مرزبندیها و خط قرمزهایتان هم عبور نكند.

٣) اگر به یك مورد خاص فكر میكنید و برای ازدواج فردی را بررسی میكنید، اول ١٠ ویژگی مهمی كه برایتان در اولویت قرار دارند را روی كاغذ بیاورید و بعد در مورد ایدهآل بودن یا نبودن این فرد تصمیم بگیرید. حتی اگر او ٧ ویژگی از این ١٠ تا را داشته باشد، میتواند یك همسر مناسب برای شما باشد. تا اینجای كار ٥٠ درصد مشكل حل شده. حالا وقت آن است كه از این همسر آینده هم بخواهیم اولویتهایش را روی كاغذ بنویسد و ببیند كه آیا شما هم میتوانید همسر ایدآلی برایش باشید یا نه!

 

نشانه سوم: از خط قرمزها نمیگذرد

در هر ارتباطی خط قرمزهایی هست كه شكسته شدنشان همه چیز را به هم میریزد و البته محدودیتهای همه ارتباطها مثل هم نیستند. وقتی هم كه پای زندگی مشترك به میان بیاید، خط قرمزها پیچیدهتر و گاهی هم غیرقابل عبورتر میشوند و به همین دلیل یكی از اصلیترین نشانههایی كه به شما میگوید یك مرد، همسر ایدهآل شماست، احترام به همین خط قرمزهاست. این خطوط قرمز ممکن است حریم روابط کلامی و فیزیکی، صداقت، حریم خانواده، رازداری و ... باشد.

١) بعضی از خط قرمزها در همه ارتباطها مثل هم هستند و بعضیهای دیگر هم تنها در مورد زندگی مشترك شما صادق هستند. پس اگر او میخواهد برایتان بهترین همسر دنیا باشد، باید هر دوی این مسیرهای ممنوعه را بشناسد و به آنها احترام بگذارد.

٢) یك همسر ایدهآل نباید تنها و تنها از مسیرهایی كه خودش درست میداند عبور كند بلكه باید نگاهی به مفهوم درست در ذهن شما بیندازد و در صورتی كه میبیند انجام یك كار به تصور ذهنی شما در موردش آسیب میزند، از انجام دادنش دست بردارد.

٣) شما هم در این مورد یك وظیفه دارید. درست است كه بسیاری از این مرزبندیها جزو كلیشههایی هستند كه همه مردها از آن باخبرند اما اگر مورد دیگری در ذهنتان وجود دارد، انتظار نداشته باشید كه مردتان آن را حدس بزند بلكه با توضیح آن موضوع و بیان دلایلتان، اهمیت این خط قرمز را بازگو كنید و از او بخواهید كه به این محدودیت احترام بگذارد.

همه ما دوست داریم بهترین باشیم و اگر مقابل فردی بنشینیم كه دوستش داریم و نگران از دست دادنش هستیم، دوست داریم خودمان را بهمراتب بهتر از خود واقعیمان جلوه دهیم و ضعفها و شكستهایمان را در مقابلش پنهان كنیم. اما در یك رابطه ایدهآل شما هیچ نیازی به پنهان كردن خود واقعیتان نخواهید داشت.

 

نشانه چهارم: اجازه میدهد خودتان باشید

همه ما دوست داریم بهترین باشیم. بهتر از چیزی كه هستیم و حتی بهتر از چیزی كه در توانمان هست. به خصوص اگر مقابل فردی بنشینیم كه دوستش داریم و نگران از دست دادنش هستیم، دوست داریم خودمان را بهمراتب بهتر از خود واقعیمان جلوه دهیم و ضعفها و شكستهایمان را در مقابلش پنهان كنیم. اما در یك رابطه ایدهآل شما هیچ نیازی به پنهان كردن خود واقعیتان نخواهید داشت.

١) میدانید او شما را همانطور كه هستید دوست دارد و حتی اگر هزار زن قدرتمندتر و داناتر از شما مقابلش ظاهر شوند، باز هم شما را انتخاب میكند.

٢) این حس به شما اعتماد به نفس میدهد و نمیگذارد كه با حسادت، ترسها و بیاعتمادیهای بیمورد یا احساس ناامنی، زندگی مشتركتان را خراب كنید.

 

نشانه پنجم: از شما دفاع میكند

گرچه بهترین حالت ممكن این است كه ازدواج شما همه را خوشحال كند و كوچكترین سردی و مشكلی در این مسیر پیش نیاید اما نباید فراموش كنید كه این حالت رویایی همیشه هم اتفاق نمیافتد. تفاوتهای خانوادگی، تفاوت در انتظارها و سبك زندگی و بسیاری عوامل دیگر میتواند انتقاد دیگران را متوجه شما و تصمیم مشتركتان كند.

١) اگر او همسر ایدهآل شما باشد، با شنیدن این داوریها و گوشه كنایهها از تصمیمش دلسرد نمیشود و برای راضی كردن دیگران، به فكر تغییر برنامههایش نمیافتد.

٢) شاید شما ٢ نفر با گرفتن یك تصمیم مشترك بتوانید راه را برای این ازدواج هموارتر كنید اما یك مرد ایدهآل هرگز بار این تغییرات را به دوش شما نمیاندازد و با قرار دادنتان در برابر دیگران، بهدنبال حاشیه امنی برای خودش نمیگردد.

 

نشانه ششم: حستان به شما میگوید ...

حتی اگر او تمام نشانههایی كه یك همسر ایدهآل باید داشته باشد را دارد، باز هم به معنای این نیست كه او مردی است كه برای آرامش شما آفریده شده است. با وجود بررسی تمام این موضوعات، دست آخر باید به این فكر كنید كه چه حسی درباره این مرد دارید.

آیا هر زمان كه او را میبینید احساس شوق و هیجان سراغتان میآید؟ آیا بعد از هر دیدار، با اشتیاق منتظر گذاشتن قرار بعدی میمانید؟ آیا وقتی صحبت از ازدواج میشود، دلتان میخواهد كه زود همهچیز جفتوجور شود و برای همیشه در كنار او باشید؟

اگر پاسخ شما به این سوالها منفی است اما وقتی دودوتا چهارتا میكنید، میبینید كه او ایرادی ندارد كه بخواهید به خاطرش از ازدواج صرفنظر كنید، دست نگهدارید!

حسی كه شما باید به همسر آیندهتان داشته باشید، بسیار مهم است، حسی كه اگر نباشد، با وجود تمام ویژگیهای مثبت هم نمیتواند شما را به ماندن در یك زندگی دلگرم كند.

برچسب: ویژگیهای یک مرد خوب, نویسنده: سعيد كريمي تاريخ: 30 بهمن 1391 ساعت: 20:55

چطوربه خواستگار خود جواب رد دهیم؟

 

 
اگر تصمیم تان را گرفته اید و می خواهید به خواستگارتان جواب رد بدهید، باید بدانید که این جواب دادن ، خودش اصول و قاعده ای دارد که باید رعایت کنید. در غیر این صورت جواب رد شما ممکن است باعث دلخوری یا حتی کینه هایی شود که پاک کردن اثرات آن تا مدت ها زمان می برد. به خصوص اگر پای خواستگاری های فامیلی یا همکاری در میان باشد!

 
راستش را بگویید
 
اگر بعد از بررسی تمام موارد و درست تحلیل كردن شرایطتان، باز هم فكر میكنید برای هم ساخته نشدهاید، باید هرچه زودتر حرف دلتان را به او هم بگویید. حستان را در دلتان نگه ندارید و سعی نكنید با تحقیر و كممحلی، به او پاسخ منفیتان را نشاندهید. دلایلتان را بیان كنید و مقابلش اعتراف كنید كه علاقهای به او ندارید. از شكستن دلش نترسید و نگذارید كه بیشتر از این امیدوار باشد و در دلش برای ازدواج كردن با شما برنامه بریزد.
 
پردهپوشی را كنار بگذارید. اگر قرار بود منظور شما را به زبان بیزبانی بفهمد تا حالا فهمیده بود، پس وقت آن است كه با صراحت تمام و بدون ترس، تكلیف را روشن كنید. ممكن است حرف شما دلش را بشكند. اشكالی ندارد. اگر بدون توهین و او نشانه گرفتن نقاط ضعفش، تنها واقعیت را روشن كنید، دیگر مسئولیتی متوجه شما نخواهد بود، پس كاملا منطقی و بدون اینكه هیجان بیموردی به این روند تزریق كنید، بگویید كه برای خودتان و او آینده خوبی نمیبینید یا اینكه احساسی كه به او دارید از این جنس نیست و هیچوقت هم نخواهد بود.
 
چشم در چشم حرف بزنید
 
اگر هنوز جواب منفیتان را قاطعانه به او ندادهاید، بجنبید. در نخستین فرصت یك قرار دونفره با او بگذارید و بدون گوشه و كنایه یا در لفافه حرفزدن، برایش همه چیز را توضیح دهید. احترام گذاشتن به او پذیرش این موضوع را برایش آسانتر میكند و تنظیم كردن چنین قراری یكی از نشانههای این احترام است.
 
قرار نیست این ملاقات را دوباره تكرار و دهها بار موضعتان را بیان كنید. چه قانع شود و چه نه، شما تنها باید یكبار و برای همیشه تكلیف این ماجرا را روشن كنید.
 
غرورش را نشکنید
 
هیچ وقت او را بهدلیل علاقهای كه به شما دارد، تحقیر نكنید. شما هر راهی را برای رد كردن درخواستش میتوانید بروید؛ اما حق ندارید به او حمله و توهین كنید یا بهدلیل حسی كه دارد او را سرزنش كنید. اگر او با درخواستهای مكررش شما را آزار میدهد، تنها جریان ارتباطتان را قطع كرده و تلاش كنید تاجایی كه میتوانید از او فاصله بگیرید.

 
مراقب واژهها باشید
 
موضعتان را طوری بیان كنید كه امكان هیچ برداشت دیگری وجود نداشته باشد و مهمتر اینكه، هیچ امیدی برای آینده به او ندهید. جملاتی مثل «فعلا قصد ازدواج ندارم»، «بگذار بازهم فكر كنم»، «بهدلیل مخالفت خانوادهام نمیتوانم» و... نه تنها كمكی به پیشبرد این ماجرا نمیكند بلكه او را هم معلق و بلاتكلیف گذاشته و آیندهاش را تحتتاثیر قرار میدهند. بهدلیل ناتوانی در نه گفتن، با او بازی نكنید.

 
بگذارید از احساسش حرف بزند
 
متكلم وحده نباشید و به او هم اجازه دهید كه حرفهایش را بزند و از خودش دفاع كند. بدون آنكه حرفش را قطع كنید یا با لحنی تند و شتابزده به او جواب دهید، بگذارید خودش را خالی كند. او بهعنوان خواستگار شما، حق دارد تمام تلاشش را بكند و هر راهی كه گمان میكند برای رسیدن به شما منتهی میشود را برود. پس به او این فرصت را بدهید اما در تمام مراحل، قاطعانه روی موضع اولیتان پافشاری كنید.
چطور جواب رد دهیم؟
 
با اقتدار حرف بزنید
 
اینجا هم اعتماد به نفس حرف اول را میزند مثل آدمهای ضعیف رفتار نكنید و با اعتماد بهنفس حرف دلتان را بزنید. این حق شماست كه تنها با كسی كه دوستش دارید زیر یك سقف زندگی كنید و علاقه فرد دیگری به شما، نمیتواند این حق را از بین ببرد. هر كسی مسئول احساسات خودش است و اگر شما كاری نكردهاید كه به او آسیب بزند، پس دیگر نباید نگران چیزی باشید. او باید آنقدر منطقی باشد كه بتواند با این موضوع كنار بیاید و اگر در این مورد ناتوان است، شما نمیتوانید كمكی به او بكنید.

 

بگویید با دیگران خوشبخت می شود اما با شما نه!
 
اگر میخواهید یك پایانبندی خوب ایجاد كنید، كمی او را تحسین كنید. در ذهنتان فهرستی از نقاط قوت او را بچینید و وقت نه گفتن، با اشاره به همه آنها برایش توضیح دهید كه باز هم میتواند شانس عاشق شدن و دوست داشته شدن را داشته باشد. فقط برایش توضیح دهید كه او را به چشم مرد زندگیتان ببینید و این به معنای بد بودن یا ناتوان بودن او نیست.

 
رابطه را کش ندهید
 
اگر پیشنهاد ازدواجش را رد كردهاید، باید تا آبها از آسیاب نیفتاده از او فاصله بگیرید. به خصوص در رابطه های همکاری، دانشگاهی یا فامیلی. به هیچ بهانهای به او زنگ نزنید. شاید برای شما كه به او احساسی ندارید، این اتفاق كاملا عادی بهنظر برسد و بخواهید كاملا دوستانه با او حرف بزنید یا ببینیدش، اما اشتباه میكنید، حتی باوجود پایان گرفتن این ارتباط، ماجرا در او تمام نشده، پس آتشی كه سعی كردید خاموشش كنید را دوباره روشن نكنید.
 
بازندگیتان بازی نكنید
 
هرگز بهدلیل ترحم وارد یك ارتباط نشوید. اگر واقعا به او حسی ندارید، حق ندارید بهدلیل اینكه دلش را بشكنید به او وعدهای بدهید كه در مورد ادامه دادنش مطمئن نیستید. اگر به آینده مشتركتان امیدی ندارید، قبل از آنكه چیزی شروع شود، تمامش كنید. شما نمیتوانید یك عمر با ترحم زندگی كنید، پس با كش دادن این ماجرا با احساسات و آینده او بازی نكنید و خودتان را هم به بازی نگیرید.

 
تصمیمتان را بگیرید، میخواهیدش یا نه؟
 
قبل از آنكه حجت را برای این خواستگارتان تمام كنید، به پیشنهاد خواستگار دیگری فكر نكنید. درست است كه رابطهای میان شما و هیچ كدام از آنها نیست اما تا زمانیكه پاسخ قطعیتان را ندادهاید، در قبال فكری كه این خواستگار در مورد آینده مشتركتان میكند، مسئولید، پس با گفتن جوابتان به این مسئولیت پایان دهید. شاید هم پاسخ ندادن شما بهدلیل تردید باشد، اما اگر فكر میكنید كه اول باید موقعیت بهتری پیدا كنید و بعد باید به این خواستگار جواب منفی بدهید در اشتباه هستید. شما حق ندارید بهدلیل منافع خودتان، دیگران را معلق نگه دارید.

برچسب: چطوربه خواستگار خود جواب رد دهیم؟, نویسنده: سعيد كريمي تاريخ: چهارشنبه 25 بهمن 1391 ساعت: 20:54

صفحه بندی